تبلیغات
آن نیمه دیگر - خود واقعی ام






آن نیمه دیگر

اهل وبلاگ نویسی بودم... همیشه... از وقتی دوم راهنمایی بودم. همون موقع هایی که می نوشتم و یه سال بعد تمام پست های وبلاگ رو پاک می کردم... همون وقت ها که نه اسمی تو دنیای مجازی داشتم و نه هویتی... .

وبلاگ نویسی رو دوست ندارم... نه خاطره ای به یاد موندنی ازش دارم و نه علاقه ای... تنها وبلاگی که گاهی بهش سر می زنم وبلاگ میراژه... ولی حس کردم احتیاج به جایی دارم که بنویسم... این بار نه از آرسام... نه از پارلا... نه از ترلان... و نه پرنیا... این بار از خودم!

آدم های دنیای مجازی من فکر می کنند من ناخون می جوم... شاید چون پرنیا می جوه و شاید چون نمی دونن ناخون های بلند چه قدر برای من مهمه... .

فکر می کنند مثل پارلا ناخن های کاشته شده دارم ولی من از اون دسته آدمایی هستم که رشد ناخونشون شکر خدا عالیه!

فکر می کنند مثل ترلان قلبم توی سینه فرو می ریزه... ولی من از اونایی هستم که با یه شوک عرق سرد رو تیره ی کمرشون می شینه.

اگر علاقه دارید منو بشناسید اینجا رو دنبال کنید... منو لا به لای شخصیت داستانام جستجو نکنید.

نویسنده ها گاهی شخصیت ها رو از خودشون می سازن... خودشون رو تو قالب یه شخصیت وارد رویایی که دوست دارن می کنند و داستان می سازن... گاهی شخصیتی که دوست دارن باشن رو روی کاغذ می یارن.

من از نه سالگی می نویسم... دوران دبستان از آدمی می نوشتم که خودم بودم... دوران راهنمایی از آدمی می نوشتم که می خواستم باشم... و از دوران دبیرستان به این طرف اون قدر بزرگ و بالغ شدم که یاد بگیرم نوشتن در گروی آفریدن آدماییه که باید براشون خدایی کنی.

اون دختر نه ساله ای که از خودش می نوشت بزرگ شد... خیلی وقته یادم گرفتم از هیچ شخصیت بسازم و قابل باور جلوه بدمش... .


من همه ی اون چیزی هستم که شما هیچ وقت نخوندید!

گفتم شاید بتونم اینجا بیشتر از خودم بگم... خودی که خواستید بشناسید و بعضی هاتون یه کم تو شناختش به بیراهه رفتید.

برای همین آن نیمه دیگر رو راه اندازی کردم... تا شاید فرصتی باشه تا با نیمه ی واقعی من کمی بیشتر آشنا بشید.




طبقه بندی: اطلاع رسانی، 
[ یکشنبه 1392/04/16 ] [ 09:31 بعد از ظهر ] [ anita ... ] نظرات



      قالب ساز آنلاین